پورتال سازمانی

پرتال سازمانی

پورتال هوشمند

بسمه تعالی


مزایا و معایب بانک محوربودن اقتصاد کشور ایران
نشست تخصصی انجمن بانکدار خبره

مقدمه: چهارمین نشست ماهنامه بانکدار خبره در بررسی چالش‌های نظام بانکی کشور تحت عنوان «مزایا و معایب بانک محوربودن اقتصاد کشور ایران» در تاریخ 22/05/1397 با حضور اشخاص زیر برگزار شد:
آقای دکتر حسین عبده تبریزی، استاد دانشگاه و عضو شورای‌عالی بورس و اوراق بهادار
آقای دکتر کامران بدیعی، عضو شورای سیاست گذاری ماهنامه بانکداران خبره ایران
آقای دکتر توحید اسدی، مشاور عالی مدیرعامل بانک ملت 
آقای دکتر امیرحسن قربانی، رئیس انجمن بانکداران خبره ایران
سرکار خانم دکتر مهسا بناکار، کارشناس ارشد بازار سرمایه 


دکتر قربانی:    با عرض سلام و احترام. ضمن خوشامدگویی به سروران گرامی جناب آقای دکتر عبده تبریزی، دکتر کامران بدیعی و دکتر اسدی و سرکار خانم دکتر بناکار، نشست انجمن بانکدار خبره را پیرامون موضوع «مزایا و معایب بانک محوربودن اقتصاد کشور ایران» آغاز میکنیم.
    جناب آقای دکتر تبریزی، مستحضر هستید که مشکلات پیش آمده در اقتصاد کشور را عده‌ای به بانک محوربودن اقتصاد ایران نسبت می‌دهند. به نظر شما ساختار مالی بانک محور و نقش آن در بروز پدیدهی رکود تورمی در اقتصاد ایران چه میتواند باشد؟
دکتر عبده تبریزی:    اقتصادهای جهان یا بانک محوراند یا بازار محور؛ تورم آنها  نیز کنترل شده می‌باشد. به نظر من تورم در ایران، به اینکه اقتصاد ما بانک محور یا بازار محور باشد چندان ارتباطی ندارد. اگر حجم پول و نقدینگی که در اقتصاد خلق میشود بیش از امکانات تولید کالا و خدمات در داخل اقتصاد باشد، شرایط تورم پیدا میشود. اقتصاد ما نیز در همین وضعیت است. در حال حاضر نظام بانکی ما سودهایی تولید میکند و به سهامدار و سپرده‌گذار می‌دهد که این سودها را به صورت اصولی از کسب‌وکار بدست نمی‌آورد. به بیان دیگر، بیش از سودی که به دست میآورد را توزیع میکند که به آن سود موهومی گفته می‌شود. در این 9 سال اخیر، مقدار قابل‌توجهی از این سودها تولید شده است. حجمِ پولی که در این سال‌ها ایجاد شده است در قبال آن کالا و خدمات وجود ندارد و از این نظر، در خود مشکل تورم را نهادینه دارد. کشور ما بانک محور است. اما این سؤال که اگر بازارمحور بودیم مقدار تورم کمتر بود، ارتباط با کارایی بازار و ابزارهای آن دارد و نمیتوان به طور قاطع به آن پاسخ داد. با توجه به شرایط سودآوری در سایر زمینه‌ها نظیر ارز، سکه و ...، جمع‌آوری منابع جدید برای بانک با توجه به سود اعلامی بانک مرکزی که کمتر از سود زمینه‌های نام‌برده است، بسیار سخت می‌باشد. در عین حال، بانک‌ها به دلیل کیفیت دارایی‌های خود، سود چندانی به دست نمی‌آورند که متناسب با وضعیت اقتصاد، به سپرده‌ها سود بدهند. اگر بازار سرمایه تنوع در ابراز هم داشته باشد، اما شرایط سودآوری آن نظیر شرایط بانک‌ها باشد، بدیهی است مشکلات بیشتری بروز  می‌کند. یعنی، ابزار متنوع‌تر کمکی نمی‌کند.
دکتر قربانی:    نرخ تورم بالا و نرخ رشد اقتصادی پایین را رکود تورمی مینامند. نرخ رشد اقتصادی پایین به مثابه نرخ بیکاری بالا است. به عبارتی حاصل جمع نرخ تورم و نرخ بیکاری است. با توجه به مطالب عنوان شده در وضعیت عمومی نظام بانکی، آیا بانک محوری حقیقتاً در رکود تورمی شدن اقتصاد نقشی ندارد؟ 
دکتر عبده تبریزی:    شما فرض کنید چنانچه بانکی وجود نمی‌داشت، و مردم پول خود را به طور مثال برای تأمین رفع نیاز نقدینگی به صور مختلف به شرکتها مستقیماً میدادند، بالطبع مشکل بزرگی پیش نمی‌آمد، چون خلق پول صورت نمی‌گرفت. اما چون بانک خلق پول می‌‌کند، امکان افزایش نرخ تورم در اقتصاد را به‌وجود میآورد. یعنی ممکن است بیش از اندازهای که پول نیاز است، خلق شود. از این زاویه، پرسش شما کم‌وبیش به ایجاد شرایط تورمی مرتبط میباشد.
دکتر قربانی:    جناب دکتر اسدی! با عنایت به توضیحات جناب آقای دکتر عبده تبریزی ، به نظر شما آیا اقتصاد بانک محور کارائی موثرتردر اقتصاد دارد یا اقتصاد بازار محور؟
دکتر اسدی:    با توجه به اینکه بحث تنوع ابزارهای یک بازار و شفافیت مقررات و قوانین و کارائی بازار درصدر مطالب است نمیتوان گفت کدامیک بهتر است. کشورهای زیادی هستند که با توجه به اقتصاد بازار محور و یا بانک محور موفق عمل کردهاند. حتی دیده شده که در آن کشورها تورم، از میانگین تورم جهانی خیلی پایینتر است. در بحث نقش بانک محور یا بازار محور اقتصاد در موضوع رکود تورمی، باید ببینیم که وضعیت بانکهای کشور چگونه است. اولاً- متاسفانه تعداد بسیار زیادی از موسساتی که برای منظورهای وام قرض‌الحسنه تشکیل شده بودند، وارد فعالیت‌های متعارف بانکی شده‌اند و کسی هم مانع فعالیت آنان نشده بود تا زمانی که بروز بحران شده و عملیات خلق پول و تاثیرگذاری بر سودهای بانکی توسط آنان تحت شعاع قرار گرفت. ثانیاً- آیا بانک‌ها به دنبال محورشدن در اقتصاد طی طریق کرده‌اند یا از نظر برنامه‌ریزان اقتصادی و تصویب‌کنندگان قوانین مختلف به علت شفاف‌بودن و کارابودن ابزارها این نقش به بانک‌ها داده شده است؟ ثالثا- آیا خاصیت خلق پول توسط بانک‌ها مدنظر برنامه‌ریزان نبوده و یک امتیاز محسوب نمی‌شده است؟ رابعاً - بازار محور بودن اقتصاد یا بانک محوربودن اقتصاد بیشتر به رویکرد و تمایل مشتریان بانکی بستگی دارد. به عنوان مثال خانوادههایی که از تمکن مالی بالایی برخوردارند؛ علاقه دارند که بیشتر از بازار محوربودن اقتصاد در سبد کالای خود استفاده کنند، خانوادههایی آن وضعیت مالی مناسبی  ندارند به دنبال بانک محوربودن اقتصاد می‌باشند.
دکتر قربانی:    پس بانک محوربودن و یا بازار محوربودن اقتصاد، رابطه مستقیمی با رشد اقتصادی ندارد؟ کشورهایی مثل آلمان که بانک محوربودن پیش می‌روند و کشورهایی همچون امریکا و انگلیس که بازار محور هستند، در بحث خانوار هر کدام برنامه مشخصی دارند. اعتقاد من این است که اگر بازار سرمایه به سمت تنوع و ابزارسازی و کارائی پیش برود، میتوانیم در اقتصاد تغییری را مشاهده کنیم. و محدودیت بازار یا بانک؛ به نظر تفکیک دو نوع سیستم است. تفکیک دو نوع سیستم مالی و کشورهایی که از یکی از دو این نوع سیستم که شرایط بازار آن از لحاظ حقوقی شفاف و عمق آن متناسب با اقتصاد و سهولت فعالیت در آن فراهم باشد تبعیت میکنند را بانک محوربودن چگونه میتوانیم تعریف کنیم؟
دکتر عبده تبریزی:    منظور از بانک محور این است که بانک نقش بیشتری در تأمین مالی در کشور دارد. معمولا در همة کشورها، بعد از مدتی که نظام بانکی کار میکند، بازار سرمایه نیز گسترش یافته و تقویت میشود. شروع فعالیت بازارهای مالی معمولاً با بانک است. در بیشتر کشورهای آفریقایی هنوز بازار سرمایه وجود ندارد. در ایران نیز ما با بانک شروع کردیم. زمانی میتوان گفت به بازار محوری می‌رسیم که حجم منابعی که بازار سرمایه گردآوری میکند از بانک بیشتر شود. در اقتصاد امریکا یا انگلیس این وضعیت وجود دارد. اقتصاد آلمان یا ژاپن، با اینکه اقتصادهای بسیار محکمی هستند، بانک محورند. تحقیقات انجام‌شده نشان میدهد اقتصادهایی که به مرحلة بازارمحوری رسیدهاند از نظر نرخ رشد اقتصادی وضعیت بهتری دارند. اما نتایج این تحقیقات خیلی هم قطعی نیست. هم بانک و هم بازار سرمایه واسطة بین دو گروه هستند. چرخة حرکت بازار دست کسانی است که پسانداز مازاد دارند و کسانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند. بنابراین با هر مدلی، اعم از نظام بانکی یا بازار سرمایه کار کنید، هر چقدر پیچیده و با ابزارهای گوناگون نیز کار کنید، انتهایش یک طرف پس‌اندازکننده و سوی دیگر سرمایه‌گذار وجود دارد. پس در بازار سرمایه یا میخواهند از منابع مختلف پول بگیرند، یا ریسکها را کم کنند و یا گاهی هم در بازار سرمایه نقدشوندگی ایجاد کنند. ماهیتاً اینها به‌هم‌ نزدیک هستند و یک نوع کار را انجام میدهند. به صورت نسبی می‌توان اظهارنظر نمود که نقش بازار در ایران نسبت به اواخر دهة 70 قویتر و مؤثرتر شده است. امروزه شرکت‌های بزرگی در ایران وجود دارند که خودشان معادل چندین بانک کوچک سرمایه و دارایی دارند. این امر قابل‌فهم است که این‌ شرکت‌ها دیگر میتوانند خود در شکل صندوقها یا با انتشار اوراق مختلف مستقیم از مردم پول بگیرند، و در عمل به حلقة واسطی نظیر بانک رجوع نکنند، زیرا خودشان قدرت کافی دارند. به طور مثال، شرکت مپنا یا ستارة خلیج‌فارس میتوانند حتی اوراق سه ماهه منتشر کنند و در بازار پول کوتاه‌مدت منابع بگیرند، و لذا اینان نیازی به بانک ندارند. پس تقسیم کاری که منطقاً در عمل اتفاق می‌افتد و تا حدی افتاده آن است که بازار سرمایه بیشتر به شرکت‌های بزرگتر و بانک‌ها نیز به شرکتهای کوچکتر خدمت بدهند. به طور قطع نمیتوان گفت که برای یک کشور، کدامش بهتر است. در توضیح وضعیت بانکداری تجاری در جهان باید گفت که در دنیا خیلی از بانکهای تجاری وارد بازار سرمایه نیز شدهاند؛ یعنی بانکهای تجاری یک بازوی بازار سرمایهای هم دارند. میتوان گفت اکنون این حوزهها و نهادها خیلی قابل‌تفکیک نیستند. بیشتر نهادهای بانکداری تجاری کار بانکداری سرمایهگذاری نیز میکنند و در حوزة بانکداری سرمایه هم تعریف می‌شوند. در نتیجه می‌توان گفت موفقیت بانک محوری یا بازارمحوری در اقتصاد بسته به این است که چقدر کارهای خود را درست اداره می‌کنند، و تا چه حد منشاء خلق ارزش هستند، والا ماهیت کاری آنها شبیه به یکدیگر است.
دکتر قربانی:    با توجه به حساسیت‌ها و جهت دهی‌های امروز اقتصاد کشور که برای عبور از مشکلات اقتصادی کشور تغییر ریسک از بانک محوری به بازار محوری در اقتصاد برزگنمائی می‌شود و به عنوان یک راهکار اصلی معرفی می‌شود، با درنظر داشتن جمیع جهات اعم از رفتارهای مالی دولت – علاقه‌های سرمایه‌گذاران در دو بخش بانکی و بازار سرمایه به نظر شما آیا آینده نظام مالی ایران از بانک محوری در اقتصاد به بازار محوری در اقتصاد سوق پیدا خواهد کرد؟
دکتر عبده تبریزی:    نمیتوانم این موضوع را پیشبینی کنم. پاسخ به این سؤال بستگی دارد که نهادها و شرکتهای بزرگ چقدر در ایران رشد کنند و خوب عمل کنند. در حال حاضر نظام بانکی مشکلات اساسی دارد. بدون شک نظام بانکی کشور نیاز به جراحی بزرگی دارد. در چنین شرایطی، بازار سرمایه تلاش میکند که خودش را گسترش دهد. از دو نظر می‌توان گفت که در آینده بازار سرمایه بیشتر در ایران توسعه پیدا میکند: 1) احتمال تشکیل شرکتهای بزرگتر به‌ویژه با توجه به اجرای برنامههای خصوصیسازی در کشور 2) کمتربودن مشکلات تأمین مالی مبتنی بر بازار سرمایه نسبت به نظام بانکی. با توجه به نظم قوانین و شفافیت بیشتر، با وجود مجریان و متصدیان جوان‌تر و باسوادتر، به نظر می‌رسد مشکلات بانک‌ها در تأمین منابع بیشتر از بازار سرمایه است.
دکتر قربانی:    آقای دکتر پس رشد نسبی در بازار سرمایه به تنهایی نمیتواند نظام مالی ایران را از بانک محوری به بازار محوری سوق بدهد؟
دکتر عبده تبریزی:    هنوز قطعاً اقتصاد کشور ایران بانک محور است، زیرا تأمین مالی توسط بانک‌ها بیشتر است. شاید بتوان گفت به سمت بازار محوری در حال حرکت هستیم. البته حتی اگر بازار سرمایه خیلی قوی شود، این به معنای از بین رفتن یا حتی کم‌شدن نقش بانک‌ها در بازار نخواهد بود؛ بلکه این صرفاً به معنای تقسیم کار متفاوت بین بانک‌ها و بازار سرمایه خواهد بود. بدون شک برای تأمین مالی پروژههای بزرگ هم بازار سرمایه و هم بانک‌ها باید کمک کنند. به عنوان مثال، در فرایند اجرای پروژة چند میلیارد دلاری در شیخ‌نشین قطر شاهد هستیم که چهار بانک بزرگ و دو تأمین سرمایه بزرگ مشترکاً کار میکنند. 
    به علاوه نباید فراموش شود که بعضی از نقشهای نظام بانکی غیرقابل‌انتقال به بازار سرمایه است. همیشه پول در نظام بانکی وجود دارد. بازار سرمایه هر چقدر نیز قوی باشد؛ پول نهایتاً در دستگاه بانکی میچرخد.
دکتر اسدی:    در بحث اقتصاد مقاومتی هر دو بازار مورد توجه قرار گرفته و یکی بر دیگری ارجحیت داده نشده و این مقررات و شفافیت ها و حجم سرمایه پذیری و گستره تخصیص منابع است که یکی را بر دیگری برتری می‌دهد و البته نوع وظایف اصلی نیز بر ارجحیت بانک محوری یا بازار محور موثر است. علیرغم اینکه بانک‌ها 15% رشد مصرف دارند ولی تحقق درآمدهای مشاعی، هم وزن خودشان نسبت به ماه مورد مشابه ندارند. یعنی نرخ موثر تسهیلات علیرغم اینکه از نرخ ابلاغی بیشتر است و حجم تسهیلات نیز افزایش پیدا کرده، ولی درامد مشاع محقق نشده است. این باعث میشود که بانک‌ها در تامین نیاز مصرفکننده کمتر به سمت مصرف و بازارهای داخلی خودشان بروند. یا آنکه به نحوی کمتر بنگاهداری کنند و یا شرکتهای خودشان را تقویت کنند. یک آسیب اینچنینی را نیز من مشاهده میکنم. باید برای تعادل این موضوع چارهای اندیشید. چطور دولت میخواهد این آسیب را کنترل کند؟ به نظر من با حجم افزایش نقدینگی که در حال شکلگیری است و بانک‌ها خلق پول میکنند، قطعاً در نرخ ترجیحی نیز دوباره دولت کنترلی خواهد داشت. اما خود این کار نیز وضعیت بانک‌ها را بدتر خواهد کرد. آسیبی است که احساس میکنم میتواند نظام بانکی را تهدید کند.
دکتر قربانی:    پس به طور کلی نمیتوان گفت که بانک محوربودن بهتر است یا بازار محوربودن؟
دکتر اسدی:    به زعم بنده خیر. در خانوارهای امریکایی میبینیم که مشتقات مالی در سبد کالا و سرمایه‌گذاری آنها است ولی در خانوادهی آلمانی گواهی سپرده را مشاهده میکنیم. یکی بحث بانک است و دیگری بحث بازار سرمایه میباشد. و عادت و سلیقه و اعتماد مردم و شفافیت قوانین و منافع و کارائی ها بازار ارجحیت را تضمین می‌کند.
دکتر قربانی:    در کشورهای غربی، برای تامین منابع کلان به بازار سرمایه مراجعه میکنند در مقابل آن، اگر منابع خردی بخواهند به بانک‌ها مراجعه میکنند. 
    اقتصاد ما بانک محور قلمداد می‌شود ولی هر کسی برای منابع بزرگ یا کوچک به بانک مراجعه میکند. بازار سرمایه را کمتر شنیدهایم که تامین منابعی بزرگی انجام دهد چون ابزار متنوع و سریع را کمتر به همراه دارد.
دکتر اسدی:    اگر از نگاه تولید و توزیع و مصرف به موضوع بنگریم. در مییابیم قیمت تمام شده پول در نظام بانکی پول ما است. تولید کننده، باید نرخ سود بانکی را پرداخت کند و از طرفی ممکن است برای خودش نیز آوردهای نداشته باشد. در این نگاه بانک محوربودن میتواند ضد توسعه باشد.
دکتر عبده تبریزی:    ما از دید رقیب نباید به این دو نگاه کنیم. باید از دید بازوی مکمل به بانک محور و بازار محوربودن نگاه کرد. بانک و بازار سرمایه مکمل یکدیگرند.
دکتر قربانی:    اگر امکانش هست، معایب بانک محوربودن کمی مورد بحث قرار گیرد مثلا یکی از معایب بانک محوربودن این است که اقتصاد را از مسیر توسعهای انحراف میدهد و مشکلاتی در تولید، توزیع و مصرف به وجود میآورد. شما چقدر با این جمله موافق هستید؟
دکتر عبده تبریزی:    بنده مخالفم. X یا Y به عنوان بانک یا بازار سرمایه به من پول میدهند. تدبیر در خرج آن پول اهمیت دارد. ممکن است من پول بانک را تبدیل به خاکستر کنم و یا پول بازار سرمایه را تبدیل به پول سیاه کنم. پول همان پول است؛ چه به عنوان اوراق مشارکت، چه وام بانکی؛ اسمش سهامدار باشد یا دارندة اوراق مشارکت. سرمایهگذار در تعریف اقتصاد آورندة منابع است. این سرمایهگذار منابعی را به مدیر میرساند. اگر منابع را هوشمندانه استفاده کند، ارزشهایی خلق میشود. اگر آن را اشتباه استفاده کند زیان به بار میآورد. رقابت بانک‌ها و بازار سرمایه سر ارزانتر بودن منابع آنها است. بازار سرمایه در دنیا به طور مثال میگوید من 25 صدم درصد ارزانتر هستم. کارایی فرد و افراد در مدیریت سرمایهگذاری مهم است و موفقیت سرمایه‌گذاری به شیوة تأمین مالی چندان ارتباط ندارد.
دکتر قربانی:    اگر تولید ما درست انجام شود، توزیع و مصرف ما هم به دنبال آن درست انجام میشود؟
دکتر عبده تبریزی:    ممکن است تولید درست انجام شود، ولی توزیع درست صورت نگیرد. کشوری مثل عربستان منابع زیادی خلق میکند، اما درست توزیع نمیکند؛ توزیع در آن کشور عادلانه نیست. در کشور ما توزیع نسبت به قبل بدتر شده است، در حالیکه تولیدمان ممکن است بدتر نشده باشد.
خانم دکتر بناکار:    صرف نظر از بانک محوربودن یا بازار محوربودن اقتصاد، هر نظام اقتصادی میبایست الزاماتی داشته باشد. زیرساختهای قانونی شفاف از آن دست موضوعاتی است که تا زمانیکه وجود نداشته باشد؛ نمیتوان از بانک محور یا بازار محوربودن، تجربهی موفقی را انتظار داشت. بحث کفایت قوانین و مقررات و بحث نظارت بر حسن اجرای قوانین از مولفههایی است که خیلی از کشورهای موفق از آنها بهرهمند هستند. ساختار فناوری اطلاعات نیز از دیگر الزامات محیط اقتصادی سالم است. یک سیستم یکپارچه اطلاعاتی که تقلب و سوءاستفادهها را به حداقل میرساند. تا اینها وجود نداشته باشد، هیچکدام از بانک محور یا بازار محوربودن نمیتوانند موفق باشند. نیمی از تامین مالی کشور امریکا که آنرا به عنوان بازار محور میشناسیم، از طریق بانک‌ها انجام میشود. برای تامین مالی از بازار سرمایه نیازمند الزامات زیادی هستند و زیرساختهای قوی دارند. دسترسی به بازار برای همگان امکانپذیر نیست. در واقع، بانک‌ها حتی در اقتصادهایی که به عنوان بازارمحور میشناسیم، نقش پر رنگی دارند. نمیتوان گفت که رفتن به سوی بازار محوربودن تجربهای موفق خواهد بود. در دنیا معمولاً اعتبارات بزرگ از طریق بازار سرمایه جذب میشود و بانک‌ها اعتبارات خرد را تامین میکنند. از سوی دیگر در دنیا بحث تکامل مشترک نیز مطرح است. توسعه بازار سرمایه و توسعه بانک‌ها به نوعی باهم مرتبط میباشد. وقتی که بانک‌ها از طریق بازار سرمایه تامین مالی بهتری داشته باشند، کیفیت سرمایههای خود را افزایش میدهند و قدرت اعطای وامدهی آنها افزایش پیدا میکند، از این جهتها میتوانند خدمات بهتری ارائه کنند. از سوی دیگر بازار سرمایه نیز رشد پیدا میکند.
دکتر قربانی:    به نظر شما اگر سیستم مالی ایران بازار محور بود، همین مشکلات را داشتیم؟
خانم دکتر بناکار:    در بازار محور یکسری شفافیت ذاتی وجود دارد که شاید نظام بانکی این را نداشته باشد. پیرامون این موضوع شفافیت همیشه به نظامهای بانک محور خرده گرفته میشود.
دکتر قربانی:    آیا نمیتوان در ایران نیز روش جهانی را پیش گرفت؟ برای منابع کلان به بازار سرمایه و برای منابع خرد به بانک‌ها مراجعه کرد.
دکتر عبده تبریزی:    تسهیلاتی که بعضی از افراد میخواهند بگیرند به بازار سرمایه ربطی ندارد. به طور مثال، وام مصرفی در بازار سرمایه جایی ندارد، هر چند که پساندازکنندة خُرد به هر دو می‌‌تواند رجوع کند. تقسیمبندی خانم دکتر میتواند درست تلقی شود، هر چند همیشه استثناء هم وجود دارد. خیلی از بانک‌ها در پروژههای بزرگ نیز شرکت میکنند. این ادعا که بازار سرمایه بر شفافیت بیشتر متکی است، به طور نسبی می‌تواند صحیح باشد. وقتی شخصی در بازار سرمایه پول جمع میکند، بیشتر از زمانی نمایان است که از بانکی تسهیلات می‌گیرد. در دنیا بانک‌ها شما را همچون یک شریک دنبال میکنند و لحظه به لحظه پول پرداختی را زیر نظر دارند. هم نظام بانکی و هم بازار سرمایه میتوانند شفافیت بالایی پیدا کنند. از نظر استانداردهای حسابرسی نیز فرقی ندارند و تابع اصول مشترکی برای شفافسازی هستند. در نظام فعلی بانکی ما شفافیت میتواند بیشتر شود. به طور مثال، وقتی به بانک برای تسهیلات مراجعه میکنیم، باید ما را مجبور به امضای فرمی کند که اخذ وام از بانک‌های دیگر برای ما محدود کند. در ایران به تعداد بانکهای کشور میتوان حساب باز کرد و برای وام درخواست داد. هیچکجای دنیا به این شکل نیست. حتی در سادهترین مسائل، نظام بانکی ما نیاز به اصلاحات دارد و میتواند خود را ارتقا بدهد. به طور نسبی نظام بانکی ما در مدرن و بهروز شدن از سطح کشورهای پیشرفته عقب‌تر است.
دکتر قربانی:    آیا نمیتوان گفت که نظام مالی ایران از بانک محوری به سمت بازارمحوری میرود؟
دکتر عبده تبریزی:    بالاخره درصد تأمین مالی بیشتر شده و پیشرفتهایی صورت گرفته است. اما در مجموع باید گفت که نظام مالی ایران بسیار عقب میباشد. اینجانب به خاطر دارم که در گذشته به عنوان بازاریاب خانهها مراجعه میکردیم و وامرهنی 25 ساله میفروختیم، اما متاسفانه همان محصول را بعد از گذشت 50 سال در نظام بانکی جمهوری اسلامی ایران نداریم.
دکتر اسدی:    آقای دکتر عوامل محیطی نیز به شدت روی این موضوع تاثیر گذار بوده است. با وضعیت تحریمی فعلی، ممکن است خیلی از فاینانسها از چرخه تامین خارج بشوند. ارز، تورم، نرخ بهره از نقطه بهینه خارج میشود. مردم با سپرده‌های محدود ریسک گریز شدند و به سمت شبه پول که سود مشخص و مطمئن دارد هجوم آوردهاند. اگر این وضعیتها نبود هم بانک تقویت میشد و هم بازار سرمایه اوضاع بهتری پیدا میکرد.
خانم دکتر بناکار:    در تامین مالی، ما عمدتاً بنگاهها را در نظر میگیریم اما یک قسمت نیز به تامین مالی دولتها بر میگردد. تامین مالی دولتها به دلیل زیرساختهایشان میتواند از طریق بازار سرمایه صورت پذیرد. غیر از تجربه چندین سال اخیر، در کشور ما این اتفاق نیفتاده بود. تامین مالی از بازار سرمایه به حرکت به سوی بازار محور شدن کمک شایانی میکند. از طرفی یک انضباط مالی هم میتواند برای دولت ایجاد کند که بیشتر از طریق بازار سرمایه تامین مالی را انجام دهد. تجربه نشان داده که معمولاً تعهدی که دولت نسبت به بازار سرمایه داشته به نسبت بانک بهتر بوده است. در بحث بانک محور و بازار محوربودن، نباید تنها بنگاهها را در نظر داشت. بلکه تامین مالی دولت خودش وزن سنگینی را دارد و میتواند به سمت بازار محور برود. از اینرو خیلی از مشکلاتی که بانک‌ها بهخاطر بدهی دولت درگیرش هستند نیز از این طریق میتواند رفع گردد.
دکتر عبده تبریزی:    بازار بدهی حجم بازار سرمایه را خیلی بالا برده است؛ این بازار بدهی تماماً دولتی است. یک حجم نزدیک به صدهزار میلیارد تومان به بازار سرمایه آمده است. این اتفاقی است که بازار سرمایه میتواند با آن برخورد درستی کند و خودش را ارتقاء بخشد. قبلاً دولت به مردم از طریق بانک‌ها بدهکار می‌شد؛ اکنون از طریق بازار سرمایه حجم قابل‌ملاحظه‌ای پول گرفته است. انتقال بازار بدهی به بازار سرمایه اتفاق بدی نیست، اما اینکه بیشتر این بدهی‌ها دولتی است، موضوع ناخوشایندی است.
دکتر قربانی:    آیا امروزه باید نگران وضعیت بانک‌ها و بازار سرمایه باشیم؟ توصیهای نیز برای پایان جمعبندی ارائه بفرمایید.
دکتر عبده تبریزی:    امروز به نظر من، مهمترین مسئلة اقتصاد بانک‌ها میباشند. مسئلة بحران ارزی نیز همزاد مسئلة بانک‌ها است. ما تا زمانیکه بانک‌ها را درست نکنیم، ارز هم درست نمیشود. اگر بانک‌ها مقدار زیادی سود موهوم توزیع کنند؛ این پول به دنبال خرید ارز و سکه میرود. بازار سرمایه هم مشکلات خودش را دارد. مشکلاتش در حال حاضر از نظام بانکی کمتر است. گاهی میبینیم نرخهای بازار سرمایه بسیار بالا میباشد. وقتی بازار سرمایه اوراق دولتی را با نرخ 30% می‌فروشد، خودش یک شرایط سختی برای نهادهای دولتی است. امروزه هم در حوزة بانک و هم در حوزة بازار سرمایه به اصلاحات خیلی اساسی نیازمندیم. ما از اینکه نهایتاً بازار سرمایه توسعه پیدا کند، نباید هراس داشته باشیم. این توسعه در راستای تقویت نظام مالی کشور است. معمولاً بازار سرمایه امکاناتی ایجاد می‌کند که بانک‌ها نیز از آن طریق خود را ارتقاء می‌دهند. برای مثال، وقتی قیمت سهم بانک‌ها در بازار سرمایه تعیین می‌شود، بانک‌ها وارد بازار رقابت کارآمدتری می‌شوند. بانک هم با اعطای تضامین، با ایفای نقشهای امانتی میتواند به تقویت بازار سرمایه کمک کند. نباید به جنبة رقابتی این دو نگاه کرد، بلکه باید نگاه مکمل داشته باشیم. توصیه من این است که به دنبال تقویت هر دو باشیم. این‌ها یکدیگر را تکمیل می‌کنند.
دکتر اسدی:    حداکثر خسارت محتمل از محل داراییهای منجمدی که در تعادل با بدهیهای دولت شکل میگیرد؛ خودش شکاف نقدینگی را افزایش میدهد. هزینه تامین مالی بانک‌ها هم افزایش پیدا میکند که در درازمدت بانک‌ها را دچار مشکل میکند. بحث ضعف قوانین و ساختارهای نظارتی ضعیف، حاکمیت شرکتی، رقابت ناسالم بنگاهها و بانکها، انجماد داراییها، نرخ سود بالا و دسترسی منابع ارزان و مباحث اینچنینی باعث میشود که نگرانیهایی وجود داشته باشد. باید به شفافیت بیشتر و اصلاحات روی بیاوریم. انشاا... که «انجمن بانکدار خبره» بتواند رسالتش را در موضوعاتی که مطرح شد به دولتمردان و حاکمیت انتقال بدهد.
دکتر قربانی:    ضمن تشکر مجدد از شرکت عزیزان در این هم اندیشی، بنظر می‌رسد که بانک محوربودن اقتصاد یا بازار محوربودن اقتصاد مزیت و تنها راه نیست بلکه استفاده از هر دو بازار به تناسب نوع نیازهای مالی کشور به شرط تنظیم مقررات و قوانین حقوقی که به شفافیت بازار یا با ابزارهای متنوع و کارای همگن با شرایط عمدی اقتصاد منجر شود بایستی مد نظر قرار گیرد.

 


 

5.7.2.0
گروه دورانV5.7.2.0